به نام خدا.
الهی هرگاه به خود نگرم گویم از من زار تر کیست؟ گاهی به تو نگرم،گویم از تو بزرگوارتر کیست؟ بنده چون به فعل خود نگرد به زبان تحقیر از کوفتگی و شکستگی گوید:
پر آب دو دیده پر آتش جگرم پر باد دو دستم و پر از خاک سرم
چون به لطف الهی و فضل ربانی نگرد به زبان شادی و نعمت آزادی گوید:
چه کند عرش که او غایشه ی من نکشد چون به دل غایشه ی حکم و قضای تو کشم
بوی جان آیدم از لب چو حدیث تو کنم شاخ عز رویدم از دل چو بلای تو کشم
چه باشد گر خوری یک سال تیمار چو بینی دوست را یک روز دیدار
تا دل ز علایقت یگانه نشود یک تیر تو را سوی نشانه نشود
تا هر دو جهانت از میانه نشود کشتی به سلامت به کرانه نشود
خواجه عبد الله انصاری